گوگولی مگولیه من پس چی شد این زنگ
امتحانام که تموم شه بیا بیرون ببینمت ۹تیر
به طور میانگین شبی ۲و۳ ساعت بیشتر نمیخوابم خیلی خسته م شاید بمیرم
۴تا از امتحانامو دادم
خیلی خوشحالم چون تو تلاش خودتو کردی و به نظر من موفق شدی
اگه من در مورد معدلت سخت گرفتم فقط به خاطر خودت،پدرت که دوسش دارم بود
از قصد گفتم معدل بالا که باعث شم بیشتر درس بخونی موفقتر شی
عزیزم تو به من ثابت کردی که منو دوست داری منم با تمام وجود دوست دارم
من چه جوری ثابت کنم؟؟؟
+ نوشته شده در سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 6:38 بعد از ظهر  توسط محمد
|
سلام عزیزم امیدوارم خوبه خوب باشی
پدر سوخته ها هنوزم وصلم نکردن پدرمو دراوردن
خیلی دلم برات تنگ شده ای کاش لااقل صداتو بشنوم
تقریب معدل؟
حیف شد چون اون روز ندیدمت
دختر عموی نویدو هم ندیدم
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389ساعت 8:46 بعد از ظهر  توسط محمد
|
سلام عزیزم امیدوارم خوبه خوب باشی
پدر سوخته ها هنوزم وصلم نکردن پدرمو دراوردن
خیلی دلم برات تنگ شده ای کاش لااقل صداتو بشنوم
تقریب معدل؟
حیف شد چون اون روز ندیدمت
دختر عموی نویدو هم ندیدم
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389ساعت 8:45 بعد از ظهر  توسط محمد
|
سلام گلم امیدوارم حالت خوب باشه
پارس انلاین پدرمو دراورد و همچنان هنوز وصل نشدم و الان کافینتم
۲دفعه که رفتم شرکت خالتو پسر خاله کوچیکتو دیدم اونا هم مثه اینکه تازه میخوان اشتراک بگیرن
خالتم که تحویلمون نمیگیره! قضیه رو میدونه؟
درس میخونی؟ امتحاناتو خوب میدی؟؟
دلم واست تنگ شده اگه مزاحمتی واسه درست نیست یه زنگی بهم بزن عزیزم
دوست دارم
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم خرداد 1389ساعت 8:2 بعد از ظهر  توسط محمد
|
سلام ببخشیداین چند روزه نبودم
الان کافینتم
اومدم حالتو بپزسم خوبی؟
درس میخونی؟ امتحاناتتو چکار کردی؟
میخوام از پارس انلاین اشتراک بگیرم تا چند روز قطعم
به این فک کن که دوست دارم
+ نوشته شده در شنبه هشتم خرداد 1389ساعت 6:48 بعد از ظهر  توسط محمد
|
اگه اون جوری که میخوام باشی پرستشت میکنم
+ نوشته شده در یکشنبه دوم خرداد 1389ساعت 12:14 بعد از ظهر  توسط محمد
|
منظورم از جواب اینه که نگفتی با شرایط کنار میای؟
+ نوشته شده در شنبه یکم خرداد 1389ساعت 5:2 بعد از ظهر  توسط محمد
|
جوابمو ندادی
+ نوشته شده در شنبه یکم خرداد 1389ساعت 2:53 بعد از ظهر  توسط محمد
|
چی گفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
ملایم تر؟؟؟؟؟؟
میکشمت
+ نوشته شده در شنبه یکم خرداد 1389ساعت 2:48 بعد از ظهر  توسط محمد
|
پس ایمیلتو بده
+ نوشته شده در شنبه یکم خرداد 1389ساعت 3:16 قبل از ظهر  توسط محمد
|
دوست دارم ولی
حسابی باید امتحان پس بدی اینجوری به همین راحتیا نیست
۷خان رستمو باید رد شی
باید عملآ بهم ثابت کنی که چقد طلبمی
زمان ثابت میکنه چند مرده حلاجی
میکشمت اگه دست از پا خطا کنی چون دوست دارم جدی میگم ها
هنوزم منو میخوای؟؟
+ نوشته شده در شنبه یکم خرداد 1389ساعت 3:14 قبل از ظهر  توسط محمد
|
شک ننداز تو دلم
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389ساعت 4:0 بعد از ظهر  توسط محمد
|
من چه جوری فکر میکنم و سعی میکنم رفتار کنم و تو چه جوری
حسابی دلمو شکستی
خیلی با مرامی
بهم میگی که یه عقده ای روانیم دست درد نکنه
اینم تحمل مکنم چون که دوست دارمو نمیخوام از دستت بدم
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389ساعت 1:31 قبل از ظهر  توسط محمد
|
عزیزم به خانواده ام هیچی در مورد هیچی نگفتم
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389ساعت 3:11 بعد از ظهر  توسط محمد
|
مگه کار بدی کردی که قراره ببخشمت من چیزی یادم نمیاد
در چه رابطه ای حرف میزنی؟
عزیزم چرا دوست ندارم چرا؟ خیلیم دوست دارم
تو ماله منی مال خوده خودم
من سعی کردم یه سری چیزارو فراموش کنم و به جاش یاد مهر و محبتی که بهم داشتیو داری هستم
اگه کاربدی هم کردی در برابر خوبیهات نباید به چشم بیاد منم دیگه چیزی یادم نمیاد به جز رنگ احساست
تو عشقو زندگیه منی و به هیچ قیمتی حاضر نیستم از دستت بدم
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389ساعت 2:31 بعد از ظهر  توسط محمد
|
دوست داری چی بهت بگم؟؟
در هر موردی که خودت دوست داری با من حرف بزن
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389ساعت 1:10 قبل از ظهر  توسط محمد
|
ای کاش همیشه مست باشم
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389ساعت 1:5 قبل از ظهر  توسط محمد
|
پست قبلی ادامه شعر خودت بود
شهزاد جان اینو میدونم که بدونه تو میمیرم
مستی و راستی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389ساعت 0:12 قبل از ظهر  توسط محمد
|
می گی کفر نگو ، تو هم شکر کنش باز
ولی وقتی شب رفته و اینجا صبح شدش باز
و خورشید تابید رو مشکلی که تو دل من بوده
حالا منم و روزگار و یه دوئل مردونه
می گم بکش خودتو بذا یه نفسی بکشی
وقتی داری راه زندگیتو عوضی می کشی
به مشکلاتم می گم من دوباره نمی خوامت
چرا سختی واسه منه خوشی مال رفیقامه ؟
از شاسن بده مائه جاده تنگ میشه ، آره
وقتی دست به طلا هم میزنیم سنگ میشه ، آره
وقتی به آینده ها ندارم حس خاصی
وقتی به جیبم ندارم حتی اسکناسی
پیش دوست و آشنا هم نمی خوام کم بیارم
مجبورم سر و تش رو با یه دروغ هم بیارم
جای اینکه خدا واسه مشکلم پا پیش بذاره
کاری کرده صبح و شب رو سرم آتیش بباره
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت 1:42 قبل از ظهر  توسط محمد
|
تا حالا کفشاتو نگاه کردي ، دو تا عاشق ، دو تا همراه که بي هم مي ميرن . با هم خاکي ميشن ، بدونِ هم زيرِ بارون نميرن ، کاش آدما هم يه کم از کفشاشون ياد بگيرن .
کودکي گفتند: عشق چيست؟
گفت : بازي .
به نوجواني گفتند: عشق چيست؟
گفت : رفيق بازي .
به جواني گفتند: عشق چيست؟
گفت : پول و ثروت .
به پيرمردي گفتند: عشق چيست؟
گفت: عمر .
به عاشقي گفتند : عشق چيست؟
چيزي نگفت ، آهي کشيد و سخت گريست .
تک درختم سوخت بگذار که جنگل هم بسوزد
گاهي وقتا زندگي تمام قدرتشو جمع ميکنه تا ببينه تو چي دوست داري
و درست همون رو ازت بگيره . . .
اگه روزی آرزو کنم چیز دیگه ای باشم دلم می خواد اشک باشم که تو چشات متولد بشم رو گونه هات زندگی کنم و رو لبات بمیرم .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389ساعت 12:44 بعد از ظهر  توسط محمد
|
تو می روی و من فقط تماشایت می کنم . تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم ، بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشای تو همین یک لحظه باقی است .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389ساعت 12:1 بعد از ظهر  توسط محمد
|
اهنگ وبلاگ:
خـزان عشـق
شد خزان گلشن آشنائی
باز هم آتش به جان زد جدائی
عمر من این گل طی شد بهر تو
وز تو ندیدم جز بد عهدی و بی وفایی
با تو وفا كردم تا به تنم جان بود
عشق ووفاداری با تو چه دارد سود
آفت خرمن مهر ووفایی
نوگل گلشن جورو جفائی
از دل سنگت...آه!
دلم از غم خونین است
روش بختم این است
از جام غم مستم
دشمن می پرستم
تا هستم...
تو مست ازمی به چمن
چون گل خندان از مستی بر گریه من
با دگران در گلشن نوشی می
من ز فراقت ناله كنم تا كی؟
تو می چون ناله كشیدن ها
من و چون گل جامه دریدنها
ز رقیبان خواری دیدنها
دلم از غم خون كردی
جه بگویم چون كردی
دردم افزون كردی
برو ای از مهر و وفا عاری
برو ای عاری ز وفاداری
كه شكستی چون زلفت عهد مرا
دریغ و درد از عمرم
كه در وفایت شد طی
ستم به یاران تا چند
جفا به عاشق تا كی؟
نمی كنی ای گل یكدم یادم
كه همچو اشك از چشمت افتادم
گرچه ز محنت خوارم كردی
با غم و حسرت یارم كردی
مهر تو دارم باز
بكن ای گل با من
هرچه توانی ناز
كز عشقت میسوزم باز
خزان عشق( شد خزان...)
ترانه سرا استاد رهی معیری
آهنگساز و آواز استاد سید جواد بدیع زاده
برو ولی اینده به تو و مادرت که خیلی براش احترام قائلم وحتی الانم دوسش دارم ثابت میکنه که در مورد من چقدر اشتباه کردید
خیلی ساده میگم شکست مقدمه پیروزیه حالا بعد این همه شکست اونقدر تجربه دارم که ایندمو اونجوری بسازم که همه حسرتشو بخورن
ولی حسرت با تو بودن بزرگترین حسرت زندگیه خودم شد
شاید من یه زمانی رو حساب بچگی نادیارو دوست داشتم و کارایه احمقانه ای کردم به هر حال هر کس تو گذشته اشتباه کرده
بزرگ شدم فهمیدم چقدر اشتباه کردم وچه احساسه پوچ و بیخودی داشتم بزرگ شدم فهمیدم دوست داشتن یعنی چی زندگی یعنی چی و هیچکسو به اندازه تو دوست نداشتم حتی مادرم
تو نمیدونی الان دارم چه جوری زجر میکشم یا چی داره به سرم میاد ولی سعی میکنم تناسب عقل و احساسمو رعایت کنم مطمئنم به اندازه من ناراحتو غصه دار نیستی
لری:سختمه، چی مه کسی ناحق نسوخته قفسم حالی منه بازم گرخته
دیگه با هیچ دختری ارتباط برقرار نمیکنم دیگه کیو میتونم جای تو بزارم
میدونی یاد کدوم روز افتادم یاد اون روزی که اومدم کیو ببینمت بار اخری که اومدم هرچقد نگاهت میکردم دلم سیر نمیشد دوباره میومدم جلو راهت یا اون روزایه محرم سر کوچتون که جفتت وایمیسادم یادت میاد ملت همه فهمیدن دوست دارم
ای خدا دارم خفه میشم چی شد اون روزا اون لحظه ها که تا عمق وجودم میسوختم
یادت باشه که خیلی دوست دارم
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389ساعت 1:3 قبل از ظهر  توسط محمد
|
بعضی وقتا فکر میکنم احساست خوابه و دوستم نداری
ای کاش به جای این حرفا یه کم سعیتو میکردی از دلم دراریو سفت میچسبوندیم
یا احساست تو خوابه یا به شدت مغروری
فاصله بینمون یه مقداریش به این غرورت مربوطه
دوستم داشتی ولی الان به احساست شک میکنم
اگه همه چی تموم شه با کسی رابطه برقرار کنی شاید اون موقعست که قدرمو بدونی فکر نکنم کسی بتونه باهات کنار بیاد همش تو شاخو شونه کشیدنی سر جنگ داری بغض داره خفم میکنه گلوم حسابی سنگینه ولی دوست دارم با کسی که دوسش دارم درد دل کنم حرفایه نزدمو بزنم
من همیشه سعی میکنم واست سنگ تموم بزارم از احساسم ولی
خدا نکنه یه چیز کوچیک خاطرتو مکدر کنه دیگه
man nemigam narahat naboodam vali bishtare narahatim bekhatere to bood ke asabet beham rikhte bood
این یعنی بیشتر ناراحتیم از عذاب وجدانم بود نه از جدایی : به خاطر جدایی زیاد ناراحت نشدم چون احساساتم خوابیده
شهزادی بگو چرا چه رفتاری ازم دیدی که رفتی با یکی دیگه ؟/؟ چه گناهی کردم؟؟
به دلم موند یه معذرت خواهی کنی بگی ببخشم بگی غلط کردم گوه خوردم تا منم بفهمم عشقمون واست چقد ارزش داره تا بغضم تا فکرم اروم شه ولی
برو ولی اهویه قشنگم بعد از من میفهمی چقدر گرگ واست دندون تیز کردن
چقدر اون گرگا بیرحمن
یه زمانی میفهمی الان چی گفتم یا چقد دوست داشتم
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389ساعت 0:27 قبل از ظهر  توسط محمد
|
خیال میکنی واسه خودم گفتنش اسونه
ولی خیلی زبونت تلخه
اخلاقت خوب نیست فک کنم خیلیا اینو بگن
به شدت زود رنجی ولی وقتی میرنجی در جواب ادمو بیشتر میرنجونی
ولی چه کنم که دوست دارم الان اون گردنبند تو مشتمه به جایه تو میبوسمش
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389ساعت 0:1 قبل از ظهر  توسط محمد
|
نمیدونم
چون دوست دارم و جدایی واسم عذاب اور اینارو گفتم
+ نوشته شده در شنبه هجدهم اردیبهشت 1389ساعت 6:13 بعد از ظهر  توسط محمد
|